خلاصه
برای رقابت در محیط سخت، الکترونیزه کردن این انکان را برای کسب و کار ایجاد کرده تا سیستم های هوش کسب و کار (BI) را به منظور تصمیم گیری، بکار گیرد. به هر حال، برای جلوگیری از تجارب ناکارامد در طی این آرایشات، این مسئله حائز اهمیت می باشد تا تاثیر فکتورهای سیستم هوش کسب و کار BI را مشخص کنیم و روش ارزیابی مناسبی را برای سنجش عملکرد سیستم های هوش مصنوعی پیدا کنیم. در این مقاله، مدل ارزیابی مبتنی بر فرایند شبکه تحلیلی (ANP) ایجاد شده تا به ارزیابی کارایی سیستم های هوش کسب و کار بپردازد. علاوه بر این پرسشتامه کارشناسانه ای مورد استفاده قرار می گیرد تا به تصفیه ماتریس های عملکردی مفید بپردازد، که به عنوان زیر شاخه ای برای مدل ANP می باشد. در نهایت مورد واقعی با استفاده از مدل ارزیابی کارآمد مبتنی بر ANP ساختاری برای سیستم های هوش کسب و کار مورد استفاده قرار می گیرد. نتایج نشان می دهد که مهمترین فاکتوهایی که بازدهی سیستم هوش کسب و کا را تحت تاثیر قرار می دهند عبارتند از: استفاده از این مدل برای ارزیابی عملکرد هوش کسب و کار نمونه مورد مطالعه، ابن مورد نشان می دهد که بهبود 24% در بازدهی حاصل شده است، که شامل درک سطح مدیریتی می باشد. بنابراین، چنین مدل ارزیابی کارآمدی، می تواند برای ارزیابی عملکرد سیستم هوش کسب و کار مورد استفاده قرار گیرد. آن همچنین شاخص عملکرد و مسیرخای بهبود را برای کاربران و فروشندگان هوش کسب و کار، برای جایگزین کردن کلی در بازدهی و حبران سیستم ایجاد می کند.
مقدمه
سازمانهای سنتی معمولا با مسائلی مانند ازدحام داده و کمبود اطلاعات کمبود دانش ناکافی بودن گزارشات روبرو هستند. در نتیجه برای تصمیم گیری به موقع در کمترین زمان ممکن در شرایط مورد نیاز سطوح بالای مدیریت معمولاً تصمیمات را بر اساس تجربیات خودشان اخذ می کنند که این نیز به نوبه خود باعث بالا رفتن ریسک تصمیم گیری و یا حتی پایین آمدن ارزش تصمیم گیری آنها می شود.
در حالی که رقابت جهانی در حال بیشتر شدن است روش های تصمیم گیری قدیمی دیگر نیازمندی سازمانها را برطرف نمی کند. سازمانها باید استفاده خوبی از ابزارهای الکترونیکی جهت استخراج اطلاعات از حجم زیاد داده داشته باشند. روشی که سازمانها برای توسعه الکترونیکی شدن از لایه عملیاتی به لایه مدیریتی در پی می گیرند موضوعی است که در موج جدید الکترونیکی شدن غیرقابل اجتناب است.
چکیده
شواهد تجربی به دست آمده شامل انتقادات و حتی بررسی های اجمالی نشریات مربوط به کار، ما را وادار به تجدید نظر در تعریف رفتار شهروندی سازمانی (OCB) می نماید. در نظر گرفتن رفتار شهروندی سازمانی (OCB) به عنوان «نقش اضافی»، «فراتر از شغل» یا «بدون پاداش از سیستم رسمی» دیگر مفید به نظر نمی رسد. تعریف قابل دفاع تر از رفتار شهروندی سازمانی (OCB) توسط برمن و موتوویدلو تحت عنوان «کارکرد ضمنی» ارائه شده است. بعضی پیشنهادات مقدماتی برای تعریف مجدد OCB ارائه شده است؛ به مشکلاتی توجه شده است که با این وجود همچنان باقی مانده، هنگام مواجهه با تغییرات اساسی در خصوصیات سازمانها، ذهن ما را به خود مشغول نگه می دارد.
مقدمه
در نتیجه گیری گزارش «سندرم سرباز خوب» (ارگان، 1988) ، من به وضوح مقداری «نرمی مشکل زا» در یک «تعریف کاری» از OCB را پذیرفتم. من این مطلب را در فصل «کار نا تمام» قبول کردم. شاید کار اصلاح مفاهیم هیچ گاه تمام نشود، اما اکنون وقت این است که به بازبینی بعضی از سوالات مربوط به تعاریف ساختار، واژه شناسی و مدل های ساده بپردازیم. پیش از این، یک مرور اساسی بر تعاریف ساختار شبکه های قانونی مربوط به OCB انجام شده است (ون داین، کامینگز و پارکس، 1995) آن چنان که به زودی مشخص خواهد شد، من من مطالب زیادی برای یاد گرفتن در این بحث پیدا کردم. هر چند که نظر من با آنها در بعضی مسائل مهم متفاوت است و من به بعضی مسائل دیگر پرداخته ام که آنها در مورد آن بحث نکرده اند. ون داین و همکاران (1995) به مطالب زیر پرداخته اند: الف) حالت به هم ریخته میان چند ساختار که شامل رفتار نقش اضافه می شود (ERB) : OCB، رفتار سازمانی اجتماعی (POB) ، اشتباهات در حین کار (WB). ب) موردی که در آن از ساختار بزرگتری استفاده می شود (ERB). ج) مجموعه های محتمل از موارد قبل و نتایج تعریف مجدد دسته هایی از ERB.

دسته: طرح های توجیهی
حجم فایل: 23 کیلوبایت
تعداد صفحه: 22
مقدمــه:
افزایش سطح بهداشت و سلامت شهروندان اثر مستقیمی بر شاخص های اقتصادی جامعه دارد، چنانچه افراد اجتماع قادر باشند به راحتی به فعالیت اقتصادی و اجتماعی بپردازند رشد اقتصادی شتاب فزاینده ای را تجربه خواهد کرد. این امر در بیانیه « بهداشت برای همه تا سال 2000 » سازمان جهانی بهداشت که در اجلاس سیام خود، مهم ترین هدف اجتماعی دولتها را رساندن کلیه مردم جهان به درجه ای از سلامت که بتوانند از نظر اجتماعی و اقتصادی دارای زندگی مؤثری باشند، دانست نیز منعکس گشته است.
اهتمام دولتها به بهبود سطح بهداشت همگانی علاوه بر سرمایهگذاری های مستقیم دولت در بخش بهداشت و درمان، به شکل انجام حمایت از بخش غیر دولتی و در نظر گرفتن تسهیلات برای این بخش نیز انجام میپذیرد. انجام این حمایت ها معمولا در ارتقای سطح خدمات ارائه شده به بیماران اثر قابل توجهی بر جای میگذارد.
از دیگر سو با توجه به افزایش ظرفیت دانشکدههای پزشکی کشور در دهه های 60 و 70 و افزایش تعداد پزشکان جوان جویای کار، لزوم توجه هر چه بیشتر به سرمایه گذاری در بخش بهداشت و درمان آشکارتر میگردد. چراکه علیرغم نیاز مبرم شهروندان به خدمات بهداشتی و درمانی، خصوصا در مناطق محروم، به دلیل عدم وجود امکانات کافی، تعداد زیادی از فارغ التحصیلان دانشکده های پزشکی کشور فاقد شغل مرتبط با تخصص خود میباشند.
اجرای چنین طرحهایی ضمن آنکه کمک شایان توجهی به بهبود سطح بهداشت همگانی است، زمینه مناسبی برای اشتغال به کار دانش آموختگان علوم پزشکی از قبیل پزشکان متخصص و عمومی، رادیولوژیست، متخصص علوم آزمایشگاهی، پرستار، بهیار و… را فراهم میآورد. ضمن اینکه با توجه به اینکه درصد بالایی از فارغ التحصیلان این رشته ها خصوصا پزشکی و پرستاری را بانوان تشکیل میدهند، این طرح میتواند به وسیله بانوان متخصص نیز به مرحله اجرا درآید.
خلاصه
اگر به مقایسه بازدهی بلقوه تصفیه شبکه های فاضلاب با توجه به تصفیه فاضلاب های بومی سنتی فاضلاب بومی بپردازیم، چندین تفاوت قابل توجه وجود خواهد داشت. هر یک از این تفاوت ها چالش منحصر به فردی را در ارتباط با بازدهی تصفیه فاضلاب مطرح می کند. این تفاوت ها شامل فاکتورهای هیدرولوژیک، موضوعات محیطی و ویژگی های فیزیکی و شیمیایی فاضلاب ها می باشد.
عوامل هیدررولوژیکی که انتخاب روش و بازدهی را تحت تاثیر قرار می دهد
بارش به عنوان یک فرایند تصادفی می باشد. بنابراین عدم قطعیت قابل توجهی در ارتباط با وقوع زمان و پیش بینی پر شدن فاضلاب ها توسط بارندگی وجود دارد. تعیین نسبت پارامترهای مهم شبکه های فاضلاب شامل پارامترهایی چون شدت، مدت و فراوانی آن می باشد. این فاکتورها در ارتباط با استفاده از مفاهیم مطرح شده همانند تدوین شدت، مدت و فراوانی (IDF) یا روش های احتمالی دارای پیوند می باشد. در نتیجه ماهیت تصادفی بارش، زمانی که به بررسی طرح تصفیه فاضلاب ها می پردازیم به عنوان یک محدودیت اساسی می باشد.
علاوه بر ماهیت تصادفی بودن جریانات بارش، ماهیت عدم یکپارچگی این فرایند گردش نیزدر ارتباط با این موضوع می باشد. میزان این جریانات از طریق میزان بزرگی آن ها در طی جریان بارندگی های مشخص، متفاوت می باشد. همچنین در ارتباط با محل های مورد نظر راس این جریانات با توجه به یک مسیر رو به توسعه که بین شرایطی که دارای پارامترهای IDF مختلفی می باشد متفاوت است. در ارتباط با محل، فصل و شرابط محلی، الگوهای نامنظم این جریانات و گرایش اوج جریانات در طی این تغییرات متفاوت می باشد. این الگوهای جریانی نامنظم و بزرگی راس این جریانات به طور عمیقی ارائه و حمل آلاینده های شبکه های فاضلاب را تحت تاثیر قرار می دهد. این الگوهای نامنظم و تغییرات وسیع مربوط به این جریانات به عنوان محدودیت های اصلی می باشد که به بررسی طرح های عملیات شبکه های فاضلاب می پردازد.
خلاصه
تعامل بین طرح مجموعه دستورالعمل های کامپیوتری و طرح کامپایلر که کد را برای کامپیوتر ایجاد می کند دارای کاربردهای مهمی در هزینه محاسباتی و بازدهی می باشد. این مقاله، که به بررسی این تعامل ها می پردازد، به طور ایده آلی بر مبنای اطلاعات جامعی می باشد؛ متاسفانه، چنین اطلاعاتی اندک می باشند. و در حالی که داده هایی در زمینه داستفاده از مجموعه دستورالعمل وجود دارد، ارتباط این اطلاعات با طرح کامپایلر نامشخص می باشد.
بنابراین، این مورد یک دستور مشخص صریحی می باشد، که بر مبنای بررسی های گسترده ای است.
من وهمکارانم در بهبوهه تلاش تحقیقاتی هستیم که هدف آن اتوماتیک کردن ایجاد کامپایلر های کیفی تولیدی می باشد. (برای محدود کردن آنچه که قبلا به نام پروژه بلندپروازانه بوده است، ما تنها زبان جبر و کامپیوترهای معمولی را مد نظر قرار می دهیم.) به طور مختصر، بر خلاف بسیاری از کامپایلرها- یعنی تلاش برای کامپایل کردن در گذشته- فعالیت های شامل اتوماتیک کردن تمام مراحل کامپایلر – شامل مرحله بهینه سازی و ایجاد کد که در بهینه سازی کامپایلرها یافت می شود، می باشد. تنها اطلاعات ورودی مربوط به این فرایند تولید، تعریف رسمی از زبان مبدا و کامپیوتر هدف می باشد. ایجاد الگوریتم کامپایل که به همراه پارامترهای مناسب می باشد، در مجموعه گسترده ای از طرح های کامپیوتری بازدهی داشته و برای این تحقیق مهم می باشد. در عوض، مد نظر قرار دادن این الگوریتم ها ما را به طور مشخصی به این سمت می کشاند تا بسیاری از طرح ها و مشکلاتی را که آن ها ایجاد می کنند، مورد بررسی قرار دهیم. بسیاری از عقایدی که مطرح می گردد، بر مبنای تجاربمان برای انجام این فرایند و با توجه به مشکلاتی که ما با آن ها روبرو می باشیم، می باشد.
مقاله های مربوط به این دست با مد نظر قرار دادن این مورد آغاز می گردد که هزینه سخت افزار به سرعت پایین آمده در حالی که هزینه نرم افزار رو به بالا می باشد. نتیجه اجتناب ناپذیر این می باشد که می بایست روش هایی را برای سخت افزار به منظور ساده کردن فعالیت نرم افزاری پیدا کنیم. یکی از روش هایی که می توان چنین کاری را انجام داد، طراحی مجموعه دستورالعمل هایی می باشد که به بازتاب نیازهای مربوط به زبان های برنامه نویسی سطح بالا می پردازد.