خلاصه
پیشینه؛ در حالی که psoralen plus ultraviolet A (PUVA) خوراکی همچنان فراگیرترین مدالایتۀ درمانی ویتیلیگو است، گزارشات اخیر نشان داده است که ultraviolet B (UVB) باندباریک، رپیگمنتاسیون معنی دار را نیز تحریک می کند. ما در این مطالعه اثربخشی UVB باندپهن بر ویتیلیگوی پیش رونده و فعال را در بیمارانی که طی چند ماه (12 ماه یا بیشتر) در مطب پیگیری شده بودند ارزیابی کردیم. این بیماران باوجود درمان، همچنان با دپیگمنت مواجه بودند.
روش ها؛
5 بیمار مبتلا به ویتیلیگوی پیشرونده و فعال 2-3 بار در هفته در دوز اولیۀ 20–30 mJ/cm2 در معرض UVB باندپهن قرار داده شدند. اشعه هر جلسه با توجه به تطبیق اریتمای سیمپتوماتیک یا ویزیت های از دست رفته، 210–20 mJ/cm افزایش داده شد. علاوه بر این، بیماران روزی 2 بار 500 mg ویتامین C (BID) ، 121000μg BIDویتامین B و 5 mg BID اسید فولیک مصرف می کردند. پاسخ به درمان و اثرات جانبی در هر بار ویزیت ارزیابی شد. پاسخ بیمار به درمان و پیشروی بر اساس تصاویر و ارزیابی پزشک از مساحت سطح بدن (BSA) (با استفاده از Rule of 9s) درگیر، در فواصل ماهیانه سنجیده شد. تصاویر گرفته شدند و برآوردهای BSA بر اساس آزمایش فیزیکی در آغاز و پایان آزمایش انجام گرفت و توسط پزشکان درگیر در مطالعه با هم مقایسه شد.
نتایج:
UVB باندپهن، پیشروی ویتیلیگو در هر 9 بیمار را متوقف کرد و بعد از 8-12 درمان منجر به رپیگمنتاسیون زود هنگام شد (6-8 هفته). بعد از 2-8 ماه درمان، هر 9 بیمار به پاسخ خوب (15-75%) یا عالی (76-100%) دست یافتند. درصد رپیگمنتاسیون با توجه به طول درمان و محل آناتومی متغیر بود.
نتیجه گیری:
ما دراین مطالعه تنها گزارش انتشار یافته در مورد کارایی و تأثیر UVB باندپهن بر ویتیلیگوی پیش رونده و فعال تأیید و ثابت خواهیم کرد. از آنجائی که تأثیر UVB باندپهن بیشتر از UVB باندباریک است و در مقایسه با PUVA خوراکی مزیت های متعددی دارد، در نتیجه UVB باند پهن به عنوان راه دیگر درمان ویتیلیگو در آینده پیشنهاد میشود. نقش ویتامین ها در این درمان هنوز مشخص نشده است.
مقدمه
ویتیلیگو که نوعی بیماری مادرزادی یا اکتسابی است و پاتوژنسیس آن کاملا مشخص نشده، ماکول های آملانوتی ناشی از ملانوسیت های کارکردی پوست از ویژگیهای آن به شمار می آید.
Psoralen plus ultraviolet A (PUVA) رایج ترین درمانی است که در حال حاضر برای ویتلیگو مورد استفاده قرار می گیرد اما همیشه موثر و کارآمد نیست و اثرات جانبی متعدد دارد. گزارشات اخیر نشان داده است که UVB باند باریک (311 nm) باعث رپیگمنتاسیون در هر دو نوع ویتیلیگوی ژنرالیزه و سگمنتال میشود. وسترهورف در مقایسۀ درمان ویتیلیگو با اشعۀ UVBبا طول موج 311نانومتر در برابر PUVA توپیک به این نتیجه رسید که UVB تراپی نسبتا موثرتر است و عمل رپیگمنتاسیون را تسریع می کند، و همچنین تأثیرات جانبی کمتری دارد. بااینحال، دسترسی به UVBتراپی باند باریک به سهولت انجام نمیگیرد و حاکی از هزینه های بسیار زیاد در آغاز کار است. در سال 1990، کوستر و ویسکیمن در تنها گزارش معروفی که منتشر شده بود نشان دادند که UVB باند پهن نیز می توانسته در درمان ویتلیگو موثر واقع شود. در نتیجه ما اثربخشی UVB باند پهن بر ویتیلیگوی پیش رونده را مورد ارزیابی قرار دادیم.
مقدمه
در این پژوهش مدلسازی طراحی و بهینه سازی موتور سنکرون خطی رتور سیم پیچی انجام شد. بدین منظور ابتدا ساختارهای مختلف این موتور بررسی شد و ساختار مورد نظر در این پژوهش و کاربرد آن به طور مفصل شرح داده شد. سپس به مدلسازی ساختار مذکور پرداخته شد. با توجه به اینکه در زمینه این موتور اطلاعات کمی منتشر شده است مدل ارائه شده از اهمیت ویژه ای برخوردار است. در ادامه الگوریتم طراحی تهیه شد و به کمک برنامه ای در محیط متلب طراحی موتور خطی انجام شد و خصوصیات مورد نظر آن توسط مدل ارائه شده در محیط ANSYS با استفاده از روش اجزاء محدود تست شد. سپس موتور طراحی شده با انتخاب اهداف مختلفی بهینه سازی گردید. نتایج عمده به دست آمده در این پژوهش به شرح زیر است:
1.بررسی ساختارهای مختلف موتور سنکرون خطی رتور سیم پیچی به طور منسجم ارائه شد و در مورد هر ساختار تا حدودی بحث گردید.
2.در بخش مدلسازی عمده تمرکز بر روی مدلسازی مغناطیسی قرار گرفت. مدل لایه ای بسیار مناسبی ارائه گردید که با توجه به در نظر گرفتن ساختار غیر همگن بخش الکترومگنت های موتور می توان گفت اولین مدل لایه ای مناسب ارائه شده برای این موتور است. مدل ارائه شده به جهت سادگی و فرمول بندی مناسب می تواند برای پژوهش های آینده در زمینه این موتور به عنوان مرجع مناسبی تلقی شود زیرا که مدلسازی پایه تحقیقات دیگر موتور است. هارمونیک های مختلف میدان در مدل مذکور در نظر گرفته شده است که مزیت دیگر آن به حساب می آید. به جرات می توان گفت این فصل از پایان نامه وقت گیر ترین و پر دقدقه ترین موضوع این پژوهشش بوده است زیرا که بقیه فصول بر پایه آن بنا گردیده است. مدل به دست آمده با مدل دیگری که تعمیم مدل موتور سنکرون آهنربای دائم خطی است نیز مقایسه گردید. مقایسه نتایج هر دو روش با نتایج حاصل از مدل روش اجزا محدود حاکی از دقیق تر و کامل تر بودن مدل لایه ای ارائه شده در این پژوهش است. هامونیک های مختلف به دست آمده توسط این روش نیز تطابق بسیار مناسب و زیادی با نتایج حاصل از روش اجزاء محدود دارند که دلیل دیگری بر دقت زیاد مدل مذکور می باشد.
3.الگوریتم معینی که روند طراحی و ترتیب به کار گیری روابط را مشخص کند در مراجعی مورد بررسی قرار گرفت وجود نداشت لذا علاوه بر تعمیم برخی از روابط از موتورهای گردان به موتورهای خطی و استفاده از برخی از روابط موتور سنکرون آهنربای دائم خطی این الگوریتم ارائه شد. به دلیل سادگی و وقت گیر نبودن مدل لایه ای ارائه شده در بخش قبل در الگوریتم طراحی که مستلزم تکرار زیاد است از مدل مذکور استفاده شد.
4.کار نسبتا جدید دیگری که در بخش طراحی مورد توجه قرار گرفت استفاده از مدل روش اجزاء محدود در حلقه کم تکرار الگوریتم طراحی در کنار مدل لایه ای استفاده شده در حلقه پر تکرار آن می باشد. مزیت این روش استفاده از دقت زیاد روش اجزاء محدود در کنار سرعت نسبتا مطلوب روند طراحی است.
5.در زمینه بهینه سازی موتور سنکرون خطی رتور سیم پیچی نیز جای کار بسیاری وجود دارد. در این پژوهش دو تابع هدف مهم چگالی وزنی نیرو و حاصلضرب بازده در ضریب توان را به طور جداگانه و به طور ترکیبی مورد بهینه سازی قرار دادیم. بهینه سازی بازده در ضریب توان منجر به کاهش ابعاد و هزینه اینورتر مورد استفاده می گردد و بهینه سازی چگالی وزنی نیرو امکان استفاده بهتر از مواد مصرفی در موتور را به دست می دهد. در بهترین حالت توانستیم چگالی وزنی نیرو را 93 درصد و حاصلضرب بازده در ضریب توان را 1.43 درصد بهبود دهیم.
6.با بهینه سازی ابعاد موتور علاوه بر به دست آوردن مشخصات الکتریکی مطلوب موتور و کم کردن هزینه توانستیم قدرت شتاب گیری مناسبی را نیز برای موتور فراهم کنیم. این در حالی است که میزان بار قابل حمل بر روی موتور قابل توجه بوده و کاملا مناسب مقاصد حمل و نقل است. برای هر موتور این میزان حدود 20 تن است. این در حالی است که برای مقاصد حمل و نقل معمولا در دو طرف وسیله نقلیه موتور خطی تعبیه می شود و در هر طرف وسیله نیز تعداد آن بیشتر از یکی است که بستگی به کاربرد دارد
خلاصه
ما مد نظر قرار می دهیم که چگونه و تحقیق و توسعه داخلی استفاده از سرمایه مخاطره آمیز شرکتی (CVC) را تحت تاثیر قرار داده و اینکه چگونه این روابط در صنایع مختلف متفاوت می باشد. ما به طور کلی در می یابیم که سرمایه گذاری تحقیق و توسعه تعداد سرمایه مخاطره آمیز شرکتی (CVC) مرتبط با صنایع را افزایش می دهد. همچنین در می یابیم که سرمایه گذاری های مربوط به تحقیق و توسعه تاثیر بسیار زیادی بر روی کاربرد سرمایه مخاطره آمیز شرکتی (CVC) در صنایعی که به سرعت در حال رشد هستند و از نظر فناوری در حال تغییر می باشند، دارد. تحلیل های ما شفافیت بیشتری را در مورد ارتباطات تحقیق و توسعه و سرمایه مخاطره آمیز شرکتی (CVC) در حضور احتمالات با ادغام مفاهیم ظرفیت جذب و استدلال گزینه های حقیقی، ایجاد می کند.
مقاله
سرمایه گذاری های مربوط به تحقیق و توسعه و سرمایه مخاطره آمیز شرکتی (CVC) دو راه اصلی برای توسعه توانایی های جدید می باشد. سرمایه مخاطره آمیز شرکتی (CVC) می تواند به عنوان یک جانشینی برای سرمایه گذاری های مربوط به تحقیق و توسعه در این موارد گردد. از یک طرف دسترسی به فناوری جدید می تواند در بازار های سرمایه به جای استفده از فناوری های داخلی مورد استفاده قرار گیرد. از طرف دیگر دانش های بدست آورده شده از طریق تحقیق و توسعه می تواند باعث افزایش توانایی برای تشخیص ارزش تکنولوژی ها در مورد اهداف مورد نظر و استفاده از چنین فناوری هایی گردد. همچنین در این زمینه اشتراکاتی وجود دارد که تحقیق و توسعه داخلی می تواند بر خلاف جایگزینی CVC با سرمایه گذاری های مربوط به تحقیق و توسعه، حمایت کننده باشد.
همچنین ما بیان می کنیم که سرمایه گذاری های مربوط به تحقیق و توسعه می تواند ظرفیتی را در صنایع برای تعیین و به کارگیری فناوری ها در مورد اهداف CVC ایجاد کند. میزانی که این ظرفیت ها می تواند در مورد CVC مورد استفاده قرار گیرد بستگی به شرایط صنایع دارد. ما به این بحث می پردازیم که تغییرات سریع فناوری در صنایع انگیزه کارکنان صنایع را برای استفاده از دانش های مورد نظر از طریق تحقیق و توسعه برای بکارگیری اهداف CVC پایین می آورد.
خلاصه
افزایش در تولید استانداردهای گزارشگری مالی و رویه های حسابداری؛ غیرقابل انکار است اما بیشتر بازارها و سیاست ها برای پیش بینی آینده از استانداردهای محلی استفاده می کنند بنابراین مشخص نیست که چقدر تشابه و هماهنگی مابین رویه های گزارشگری مالی در آینده رخ دهد.
طرفداران IFRS در راستای متقاعد نمودن حداقل 100 کشور در بکارگیری IFRS، معتقدند که به موفقیت چشم گیری در تدوین و پذیرش مجموعه کاملی از استانداردهای گزارشگری بین المللی بمنظور استفاده از این استانداردها در عمل، دست یافته اند. از طرفی مخالفان IFRS بر این باورند که تفاوتهای ذاتی بسیاری در بکارگیری IFRS بین کشورهای مختلف رخ خواهد داد.
افزایش در تولید استانداردهای گزارشگری مالی و رویه های حسابداری؛ غیرقابل انکار است اما بیشتر بازارها و سیاست ها برای پیش بینی آینده از استانداردهای محلی استفاده می کنند بنابراین مشخص نیست که چقدر تشابه و هماهنگی مابین رویه های گزارشگری مالی در آینده رخ دهد.
طرفداران IFRS در راستای متقاعد نمودن حداقل 100 کشور در بکارگیری IFRS، معتقدند که به موفقیت چشم گیری در تدوین و پذیرش مجموعه کاملی از استانداردهای گزارشگری بین المللی بمنظور استفاده از این استانداردها در عمل، دست یافته اند. از طرفی مخالفان IFRS بر این باورند که تفاوتهای ذاتی بسیاری در بکارگیری IFRS بین کشورهای مختلف رخ خواهد داد.
موافقان: کاربرد IFRS موجب موفقیت چشمگیر در دسترسی به مجموعه ای جامع از استانداردهای با کیفیت بالا می گردد.
مخالفان: نگرانی عمده شان این است که تفاوت ها در کیفیت گزارشگری مالی مابین کشورها، یک امر بدیهی است که باعث کاهش در سطوح کاربرد آن می شود.
بررسی تأثیر سبکهای فرزند پروری والدین بر میزان خلاقیت کودکان حجم فایل:: ۹۹ کیلو بایت
دسته بندی:: رشته علوم تربیتی و آموزش ابتدایی
فرمت:: Word قابل ویرایش
صفحات:: ۱۲۱ + پرسشنامه
مقدمه
با توجه به برخورد جوامع بشری با مسائل ناهمگون بی شمار فزاینده وابستگی متقابل بین کشور ها، تحلیل رفتن منابع طبیعی، سرعت فزاینده تغییرات و مسائل عدیده ای از این قبیل نیاز به یافتن تصویری هر چه جامع تر و دقیقتر از آینده برای هر جامعه از ضروریات است. (کفایت، ۱۳۷۲). تورنس (۱۹۵۹) استدلال می کند که تصاویر آگاه و ناخودآگاه از آینده، نیروی محرک مهمی در پس دستاوردهای آینده اند. تصاویر مثبت آینده، نیروی پر توان مغناطیسی هستند که ما را به تحرک واداشته اند و به ما انرژی لازم را برای حرکت به پیش به سوی امکانات، راه حلها و دستاوردهای خلاقی و جدیدی می دهند از طرفی برای آنکه بتوانیم قدرت تصور خود را افزایش دهیم و تصاویر مثبتی از آینده خلق کنیم باید خلاقیت خود را پرورش دهیم. چه نیاز به به خلاقیت اجتناب ناپذیر است، بنابراین در این دنیای پیچیده کنونی که در هر رقابتهای بسیار فشرده جوامع مبتکر و مختلف برای دستیابی به جدیدترین تکنولوژی و منابع قدرت هستیم. افراد تیز هوش خلاق و صاحبان اندیشه های نو و جدید همانند گرانبهاترین سرمایه ها از جایگاه بسیار بالا و ارزشمندی برخوردار هستند. هر چه قدر جهانی که در آن زندگی می کنیم پیچیده تر می شود نیاز به شناسایی و پرورش ذهنهای خلاق و آفریننده محسوس و روشنتر می گردد. در همین رابطه نونیامی معتقد است:
«شانسی برای بدست آوردن خلاقیت بالقوه می تواند موضوع مرگ و زندگی هر جامعه ای باشد» (گاستون، ۱۹۸۵).
به همین دلیل امروزه جامعه، بیش از هر زمان دیگر به افراد خلاق و هوشمند نیاز دارد در شرایط کنونی، مسائل خلاقیت از تمرین مسائل در قلمرو روانشناسی آموزشگاهی است. در مورد خلاقیت و شناخت کودکان خلاق باید خاطر نشان سازیم قبل از اینکه که آتی بتواند خلاق شود باید شرایط یا محیط مناسب فراهم شود. خصوصیات افراد خلاق و غیر خلاق مباحثی چند را در رابطه با محیط خانوادگی با خلاقیت را به بار آورده به طوری که هم اکنون عقیده بر این است که محیط خانوادگی انسان خلاق چیزی سوال محیط خانوادگی آدم غیر خلاق می باشد. این تفاوت مخصوصا در آنچه که مربوط به روابط والدین و فرزندان می باشد جنبه مشخصتری دارد. برای این مثال نمونه ای را که توسط شینر (۱۹۷۰) در این رابطه انجام گرفته است را می آوریم، وی درباره ده دختر تیزهوش و خلاق مطالعه نموده است و به این نتیجه رسیده است که خانواده هایشان در حدود آنها کنند سختگیری می کنند. این دختران خواندن را زود آموخته بودند و سرگرمی های بسیار خلاقانه ای داشتند (شعر و نقاشی) و خود را دارای قدرت تخیل بسیاری می دانستند.
بین کشورها و گروههای اجتماعی مختلف، به تفاوتهای چشمگیری در زمینه روابط والدین و فرزندان یا به عبارت دیگر شیوه های فرزند پروری برخوردیم که در دهه های نخست میلادی (سه دهه نخست) حاضر، روشهای فرزند پروری تا حدود زیادی زیر نفوذ مکتب رفتارگرایی بود. جای تردید است که پدران و مادران زیادی این شیوه خشک را به کار بسته باشند. اما به هر حال دیدگاه متخصصان آن زمان چنین وده است. (اتکنیسون، ۱۹۸۳).
به نظر می رسد در حال حاضر شاهدند در جهت عکس هستیم و چنین می نماید که امروز، والدین احساس می کنند که ساده گیری پاسخگویی مشکل آنها نیست. به هر حال روابط والدین و کودک یکی از بحثهای مهم روانشناسی است. البته باید توجه داشت که رفتار والدین ابعاد مختلف دارد و فقط شامل تغییرات یکنواخت نمی شود.
به طوری که ممکن است والدین هم فرزند خودشان را دوست بدارند و هم اینکه آنها را طرد نمایند، یا اینکه در حین درست داشتن آنها در انضباط نیز سخت گیری کنند، پاسخ طفل نیز صرفاً به یک جنبه از رفتار والدین با شخصیت آنها ارتباط پیدا نمی کند. بلکه ما حصل ترکیب عوامل مختلف می باشد. هر چند پیش بینی ویژگیهای شخصیتی بعدی بر مبنایی روشهای خاص فرزند پروری بسیار دشوار است اما شواهدی در دست است که بر اساس آن می توان گفت بدون شک خانواده مهمترین نقش را در کنترل و هدایت تخیل و ظهور خلاقیتها ایفا می کند، با اینکه عوامل ژنی، پیدایش استعداد خلاقیت را هر افراد ممکن می سازد معذلک بروز و رشد این استعدادها تحت تأثیر عوامل محیطی قرار دارد. به طوری که می توان گفت: خلاقیت به عنوان یک استعداد حاصل تعامل پیچیده وراثت و محیط است. (افروز، ۱۳۷۱)
در این پژوهش برآنیم تا مشخص کنیم که آیا شیوه های فرزند پروری با روشهای که والدین در تربیت فرزندانشان به کار می برند چه تأثیری بر خلاقیت آنان دارد؟
فهرست