چکیده
طی قرن های گذشته، نقد هایی در رابطه با روش آموزش و یادگیری مطالعات اسلامی، خصوصا در رابطه با ناتوانی در واکنش موثر به چالش ها یی که با نیازهای کنونی در این جهان مدرن به ارمغان آورده شده، انجام شده است. به عنوان دینی که توسط یک پنجم از جمعیت جهان پیروی میشود، تدوین و بازسازی رویکرد و روش های مطالعات اسلامی به منظورحصول اطمینان از ارتباط مستمر خود و به عنوان پاسخ به خواسته های اعمال شده با جهانی شدن و ارائه شده توسط مدرنیته یک نیاز ضروری محسوب می شود. در اواخر دهه 1970، دانشمندان اسلامی با جدیت تمام این ناتوانی را مورد قرا دادند و انبوهی از طرح های عملیاتی را برای مقابله با این ضعف پیشنهاد کردند. این مقاله به بررسی عناوین مختلفی می پردازد که توسط دانشمندان اسلامی در این بحث قرار گرفته و راهکارهایی را به منظور بهبود روش تدریس و یادگیری مطالعات اسلامی نشان می دهد.
کلیدواژه: Al-dakwah، افکار انتقادی اسلامی، آموزش اسلامی، مطالعات اسلامی، مدرنیته
مقدمه
بطور معمول، مطالعات اسلامی باید قادر به پاسخگویی به چالش هایی باشد که توسط مدرنیته در سطح تئوری و کاربرد به ارمغان آورده شده است. بنابراین، آموزش و یادگیری مطالعات اسلامی باید به عنوان مسئله ای مربوط به مقابله با نیازهای رایج جهان مدرن در پرتو اصول قرآن و آل سنت توسعه یابد در واقع، اسلام باید بخشی از جهان مدرن باشد و عمگام با عصر پیش رود. با وجود افتخارات و شکوه و عظمت تمدن اسلامی در گذشته، رکود که توسط نوآوری ایده های جدید در سطح عملی پیش آمده، باعث شده که اسلام را به عنوان موضوعی مرتبط با این جهان مدرن جلوه ندهد. مطالعات اسلامی باید به حفظ تمام اصول اسلام بپردازد و الهام بخش همه انسان ها در راه زندگی در این دنیای مدرن در همزیستی و صلح باشد. متاسفانه، وضعیت فعلی امت مسلمان نشان دهنده ناتوانی مطالعات اسلامی در رسیدگی به این چالش جامعی است که منجر به پیوند مسلمانان به دوران عقب ماندگی و رکود شده است. محققان شکست مطالعات اسلامی را مرتبط با ناتوانی آموزش اسلامی در پرورش تفکرات حیاتی دانش آموزانی می داند که منجر به توقف آموزش و پرورش اسلامی و در نهایت ناتوانی در مقابله با چالش های جهان معاصر می شود.
چکیده
در این مقاله، یک روش ترکیب منطق فازی و کنترل کننده مدل لغزش برای کنترل مقاوم سیستم قدرت تک ماشینه باس بی نهایت (SMIB) ارائه شده است. هدف از این مطالعه برای غلبه بر برخی ضعف های پایدار کننده سیستم قدرت متداول (CPSS) ، پایدار کننده سیستم قدرت منطق فازی (FPSS) و کنترل کننده مدل لغزش (SMC). است. وقتی PSS متداول به کار گرفته شده است، آن عملکرد ضعیف منجر می شود SMC می تواند برای رسیدن به ثبات مقاوم در سیستم قدرت مورد استفاده قرار گیرد. اگر چه، در حضور عدم قطعیت بزرگ، بهره سوئیچینگ بالاتر مورد نیاز است، که دامنه بالاتر چترینگ تولید کند. در این مطالعه، یک کنترل کننده منطق فازی مستقیم طراحی شده است و کنترل کننده مدل لغزشی برای جبران کردن خطاهای تقریب فازی اضافه شده است. نتایج شبیه سازی به وضوح اثربخشی و اعتبار روش ارائه شده، از لحاظ همگرایی، زمان و دقت. را نشان می دهد
کلیدواژه: پایدار کننده سیستم قدرت، کنترل کننده منطق فازی، کنترل مدل لغزشی، ماشین سنکرون
مقدمه
طراحی و استفاده از تثبیت کننده های سیستم قدرت موضوع توسعه مداوم برای سالهای زیادی بوده است [1]. بیشترین PSS مورد استفاده در سیستم های قدرت الکتریکی بکار بردن رویکرد تئوری کنترل خطی بر اساس یک مدل خطی ساختار ثابت از سیستم قدرت است و بنابراین در شرایط عملیاتی خاص تنظیم شده است. از جمله پارامتر ثابت PSS، به نام PSS متداول (CPSS) ، به طور گسترده ای در سیستم های قدرت استفاده می شود، اغلب نتایج رضایت بخش بیش از یک طیف گسترده ای از شرایط عملیاتی فراهم نمی شود [2]. کنترل کننده مدل لغزشی (SMC) یک نوع خاص از سیستم های کنترل ساختار متغیر است که به عنوان یک کنترل مقاوم طراحی شده است برای درایو و سپس محدود کردن سیستم در تابع سوئیچینگ نهفته است. اگر چه در حضور عدم قطعیت های بزرگ و یا بهره سوئیچینگ بالاتر مورد نیاز است که دامنه بالاتر از چترینگ تولید کند. منطق فازی به طور قوی درکاربردهای کنترل پدید آمده است.
چکیده
آنالیز تغییرات ساختاری ایجاد شده در الیاف پنبه حین پروسه زیست پرداخت با سلولاز به دست آمده از تریکودرما ریزای بررسی شده است. هیدرولیز به وسیله سلولاز باعث کاهش وزن نمونه ها می شود، که به نوبه خود، جدا شدن الیاف و از بین رفتن ناهمواری های سطحی الیاف را به همراه دارد، همان طور که در تصاویر SEM نیز دیده می شود. درجه بلورینگی، به دلیل هیدرولیز تصادفی آنزیم های سلولاز روی الیاف پنبه، تحت تاثیر پروسه زیست پرداخت قرار نمی گیرد. نظم جانبی کریستالیت ها که بین پیک های (101) و (101) پراش پرتو x محاسبه شده، در اثر هیدرولیز از 692/0 به 667/0 کاهش یافته است، هرچند که ضخامت کریستالیت عمود بر صفحه 002 بدون تغییر باقی می ماند. نتایج FTIR، خمش پیوند O-H، خمش در صفحه پیوند CH2 و نوسان پیوند C-H زنجیرهای سلولز در نمونه های پنبه ای زیست پرداخت شده با سلولاز را نشان می دهد.
کلیدواژگان: زیست پرداخت، سلولاز، پنبه، بلورینگی، اندازه کریستالیت، نظم جانبی، کاهش قند
مقدمه
زیست پرداخت پارچه های پنبه ای با استفاده از سلولاز، با هدف از بین بردن ناخالصی های سلولزی و انتهای الیاف بیرون زده از سطح پارچه و به منظور بهبود ظاهر و زیردست پارچه ها انجام می شود. شکاف ها و ترک های مارپیچ و عرضی اغلب در الیاف پنبه بعد از هیدرولیز طولانی مدت با سلولاز دیده می شود. کاهش وزنی بین %7/1 تا %7/19، به همراه کاهش نسبی مقاومت گسیختگی در نمونه های زیست پرداخت شده گزارش شده است. باز جذب رطوبت نمونه ها حین هیدرولیز با آنزیم و همراه با هم زدن شدید از 6% به %1/6 افزایش یافته که اساساً به دلیل فیبریلی شدن الیاف است. تمایل سلولاز به پنبه به درجه بلورینگی و شرایط ماده اولیه و ترکیبات سلولاز استفاده شده در واکنش بستگی دارد. با اینکه هیدرولیز تصادفی سلولز تاثیری در درجه بلورینگی ندارد، نتایج متفاوتی در گذشته گزارش شده است.
چکیده
این مقاله به بررسی اتیولوژی، خصوصیات و درمان حساسیت دندانی می پردازد و اطلاعات ارائه شده در آن برای درمان این بیماری کمک کننده است. در این بررسی حدالامکان تمام مقالات مرتبط با DH مورد ارزیابی قرار گرفتند. این مقاله نشان داد کنترل یا حذف عوامل زمینه ساز که می تواند از طریق آموزش بیماران در خصوص کاهش مصرف غذاهای اسیدی و اصلاح تکنیک مسواک زدن ونیز از طریق اصلاح کلوژن انجام گیرد، برای پیشگیری یا درمان DH ضروری می باشد. پیش از درمان، تشخیص صحیح الزامیست. تشخیص این بیماری با بررسی سایر علل ایجاد کننده درد و اطمینان از عدم وجود آنها قطعیت می یابد. وجود شیوه های مختلف نشان می دهد هنوز یک روش درمانی موثر برای کنترل این بیماری وجود ندارد و یا اساسآ درمان آن دشوار است. مقالات زیادی در خصوص DH منتشر شده است، اما همچنان توافقی در مورد یک درمان استاندارد وجود ندارد.
کلیدواژه: حساسیت دندانی، اتیولوژی حساسیت دندانی، درمان حساسیت دندانی، خمیر دندان، لیزر، ادهزیو ها، دندانپزشکی ترمیمی
حساسیت دندانی با چند مشخصه شامل درد شارپ کوتاه مدت که از عاج اکسپوز شده منشا، گرفته است و در پاسخ به محرکهای حرارتی، تبخیری، لامسه ای، اسمزی، یا شیمی ایی ایجاد می شود و نمی توان آن را به یک ضایعه یا نقص دندانی معین مرتبط دانست، شناخته می شود (1). در سال 2003 تعریف حساسیت دندانی اصلاح گردید و پیشنهاد شد برای توصیف این وضعیت کلمه «disease» جایگزین «pathology» شود. بر اساس این اصلاحیه DH به عنوان یک وضعیت کلینیکی در نظر گرفته می شود. اصطلاحات متعددی برای توصیف این وضعیت کلینیکی وجود دارد که همگی معرف بیماری یکسانی می باشند (3). این اصطلاحات به ترتیب فراوانی کاربرد عبارت اند از:
بسیاری از موئلفین علیرغم وجود اصظلاحات گوناگون، عبارت رایج حساسیت دندانی را ترجیح می دهند این اصطلاحات ده ها سال برای توصیف این وضعیت خاص که از سایر دردهای دندانی با اتیولوژیهای متفاوت قابل افتراق می باشد، بکار برده شده است. DH یک وضعیت کلینیکی دردناک است که 8 تا 58 درصد جمعیت بزرگسال به آن مبتلا هستند و بروز آن با اکسپوز شدن عاج دندانی به محیط دهان ارتباط دارد (4 و 5) شمار زیاد تکنیکها و روشهای درمانی حاکیست که هیچ یک از آنها کاملا برای درمان DH موفقیت آمیز نمی باشند و یا اساسا درمان آن دشوار است. تاکنون روشها و مواد متعدد از جمله وارنیش ها، لاینرها، مواد ترمیمی، ادهزیوهای دندانی (6) ، خمیر دندان ها و دهانشویه های مختلف (7) و بهبود DH استفاده شده اند.
چکیده
نانوکامپوزیتهای پلیمری PVC/CaCO3 در ترکیبات مختلف با استفاده از آسیاب دو غلتکی و فشرده سازی قالب گیری تولید شدند. این ساختار با استفاده از میکروسکوپ الکترونی مشاهده گردید سپس خواص مکانیکی و استاتیک و دینامیکی ساختار تعیین گردید. حضور ذرات نانومتری کربنات کلسیم، کاهش خفیفی را در قدرت کششی ایجاد می کند ولی از طرف دیگر، تاثیر انرژی و زخیره مدول و شکست سختی اصلاح می کند. بررسی شکست سطحی توسط میکروسکوپ الکترونی، نشان میدهد که خواص پیشرفته شکست در نانوکامپوزیت ها، توسط شکل گیری خلإ موثر در ذرات ایجاد شده است. این فرضیه توسط یک میکروساختار مبتنی بر مدل سازی اجزای محدودی حمایت شده که بر اساس تغییر شکل پلاستیکی و الاستیکی اطراف ذره ای که بطور ضعیف پیوند خورده، می باشد که توضیحی هم برای رفتار کششی تک محور و هم برای سختی پیشرفته نانوکامپوزیتها ارائه میدهد.
کلیدواژه: نانوکامپوزیت pvc، چقرمگی شکستگی، آنالیز اجزای محدود
مقدمه
قالب های غیر ارگانیک برای دهه های بسیاری هم در مواد الاستومر و هم در مواد پلاستیکی مورد استفاده قرار گرفته است. با توجه به الاستومرها، هدف اصلی یا فراهم آوردن تقویت عمده مثلا استفاده از دوده و سیلیس در ترکیبات مصنوعی است یا کم ارزش کردن ترکیبات با استفاده از خاک رس و سایر مواد است. برای ترموپلاستیک هایی چون پی وی سی، هدف بعدی با استفاده از قالب های ارزان قیمت برای سفت کردن مواد یا کنترل خواص آکوستیک بدست می آید. در کاربرد های مهندسی که ترکیب سختی و سفتی مورد نظر است، برای ترکیباتی چون لوله های پی وی سی، از مقادیر زیاد قالب های غیر ارگانیک معمولا اجتناب می شود. با این حال، یک آگاهی فزاینده از احتمالاتی وجود دارد که بطور همزمان طیف وسیعی از خواص مکانیکی را اصلاح می کند و هزینه های ایجاد شده از طریق ادغام ذرات نانومتر را کاهش میدهد. بطور معمول، سختی پی وی سی غیر پلاستیکی می تواند با استفاده از اصلاح کننده تاثیر ذرات لاستیک، مانند پلی اتیلن کلر (CPE) و آکریلونیتریل بوتادین استایرن (ABS) برای آنچه که به عنوان اصلاح PVC (M-PVC) شناخته شده است، بهبود یابد. افزایش سختی را می توان به شکل گیری حفره در ذرات لاستیک نسبت داد زمانی که تنش اعمال می شود، در نتیجه تغییر شکل ماتریس از طریق شکل گیری باند برشی و یا شکاف است که می تواند انرژی را جذب کند. [8]. با وجود اثر سختی خوب، حضور ذرات لاستیک، مدول و قدرت عملکرد را کاهش می دهد، و می تواند هزینه را افزایش می دهد.