
اپراتور باز کردن پورت (fwknop) به عنوان یک پروژه منبع باز تحت مجوز GNU عمومی در ژوئن 2004 منتشر شذ. Fwknop به عنوان اولین باز کردن پورت (port-knocking) برای ادغام port knocking با سیستم عامل فینگرپرینت منفعل بوده، و این امکان را ایجاد می کند که که تنها به سیستم عامل لینوکس این امکان را بدهیم تا به برنامه کمکی SSH متصل گردد. مجموعه TCP سیستم کلاینت port-knocking به عنوان پارامتر تایید شده دیگری فعالیت دارد). موئلفه های باز کردن پورت fwknop بر مبنای پیام های ثبت شده جدول IP بوده، و از این جدول به عنوان فیلتر بسته پیش فرض استفاده می کند.
در می 2005، من شیوه تایید بسته جداگانه را برای fwknop منتشر کردم، بنابرای fwknop به عنوان اولین نرم افزار SPA موجود عمومی معرفی شد. از زمان این انتشار، fWknop-1.0 به عنوان تنها نرم افزار منتشر شده موجود می باشد، و روش تایید SPA به عنوان پیش فرض بوده، به گونه ای که fwknop همچنان به حمایت از روش port¬knocking قدیمی می پردازد. مت هت اصطلاح مجوز بسته تنها را در بلک هت در جولای 2005 ابداع کرد. من طرح مشابهی را برای ارائه در همان کنفرانس مطرح کردم، اما اصطلاح ‘مجوز بسته جداگانه’ در زبان آسان تر از عنوانی که من داده بودم یعنی ‘مدیریت از راه دور بسته های جداگانه نت فیلتر و رمزگذاری، قابلیت جعل، می گشت.
این مورد همچنین ارزش بیان کردن دارد که پروتکلی که وسط پروژه تامبلر به اجرا در می آید (http:/ /tumbler.sourceforge.net) مشابه SPA در این مفهوم می باشد که تنها از بسته جداگانه برای انتقال مجوز و اطلاعات تایید شده استفاده می کند؛ بازده آن به جای رمزگذاری تکه تکه می گردد، و این موارد منتج به طرح های قابل توجه مختلفی می گردد.
![]()

با توجه به تاریخ پر فراز و نشیب شکل گیری IASC و دشواری هایی که در پیش روی این نهاد قرار داشت، IASC نتوانست استانداردهای خود را الزام آور سازد و همچنان استانداردهای ملی در مورد شرکت های چند ملیتی عمل می شود. از سویی نهادهای قدرتمندی در دنیا هستند که بر خلاف IASC دارای قدرت فراوانی هستند.
این امید وجود ندارد که در درطول این چند ساله استانداردهای بین المللی مورد پذیرش همگانی قرار گیرد.
شاید در آینده ای حدود 15 یا 20 سال آینده، روند پذیرش این استانداردها شکل قابل قبولی به خود خواهد گرفت.

این مقاله به بررسی این موضوع می پردازد که مبادله رهبر عضو (LMX) و هوش هیجانی (EI) چگونه با خلاقیت کارکنان در شرکت هایی با تکنولوژی بالا همراه است. در این رابطه به توسعه مدلی پرداختیم که LMX و EI را به عنوان پیش بینی کننده خلاقیت با LMX به عنوان یک شرط مرزی برای رابطه بین هوش هیجانی و خلاقیت در نظر میگیرد. با این حال، EL به طور مستقیم خلاقیت را تحت تاثیر قرار نمی دهد. نتایج نشان می دهد که LMX پیش بینی کننده قوی از خلاقیت است. جالبتر این که، تعامل بین EI و LMX اثر منفی بر خلاقیت هایی نظیر EI دارد که وقتی LMX بالا باشد برای خلاقیت مضر است. درنتیجه، نقش LMX برای خلاقیت کارکنان می تواند متناقض باشد. علاوه بر این، نقش مثبت EI در مقاله های جاری گزارش شده که بیش از حد ساده اند، و نقش آن ممکن است مشروط به کیفیت LMX و سایر زمینه ها باشد.
خلاقیت نقش مهمی را در افزایش مزیت رقابتی سازمان ها (Amabile، 1997) ایفا می کند. با توجه به اهمیت خلاقیت، محققان متعددی ماهیت خلاقیت و ابزاری برای افزایش خلاقیت کارکنان را مورد بررسی قرار داده اند. این مطالعات خلاقیت را به عنوان یک توانایی فردی به منظور داشتن ایده هایی در نظر میگیرند که نه تنها جدید نیستند، بلکه، مرتبط و برای سازمان (اولدهام و کامینگز، 1996) مفید هستند.
در نتیجه، تحقیقات اخیر عوامل اجتماعی و محتوایی را برجسته ساحتند که تسهیل کننده خلاقیت و پیامد های اجتماعی ارزشمند در سازمان ها هستند (Eisenberger و Armeli، 1997، اولدهام و کامینگز، 1996؛ پری اسمیت و Shalley، 2003) که برای افراد به عنوان خلاق توسط دیگران (اولدهام و کامینگز، 1996) مورد نیاز هستند. در میان عوامل اجتماعی، مطالعات قبلی انجام شده در مورد خلاقیت و نوآوری ها توجه زیادی را به رهبر حمایتی و کیفیت مبادله رهبر عضو (LMX آخرت) بین رهبران و شاگردان معطوف کرده است (به عنوان مثال، دسی و رایان، 1987؛ اولدهام و کامینگز، 1996؛ Tierney، فارمر، و Graen، 1999، ژو و جرج، 2003). استدلال اصلی آنها این است که ایده های خلاقانه ممکن است به نوآوری هایی منجر شوند که خواهان تغییراتی برای وضع موجود در سازمان ها ست. (ژو و Geroge، 2003). که نشان می دهد ایده های خلاقانه، ممکن است خطر درگیری با همکاران و سرپرستانی را ایجاد کند که مخالف تغییرات هستند. (جانسن، ون د Vliert و وست، 2004). در نتیجه، رهبر حمایتی برای بهبود خلاقیت کارکنان ضروری است. اخیرا، محققان (به عنوان مثال، Antonakis، Ashkanasy، و Dasborough، 2009، جورج، 2000، ژو و جورج، 2003) استدلال کرده اند که مدیران احساس می کنند هوش هیجانی شان (پس از EI) منبع اصلی رهبر حمایتی برای بیداری خلاقیت کارکنان است. بررسی های انجام گرفته تا کنون نشان می دهد که نقش زیرمجموعه ها EI و درک LMX در خارج از حوزه تحقیق مطالعات خلاقیت است. LMX و EI نیز ممکن است حائز اهمیت باشند.

با وجود گذشت بیش از یک قرن از پرورش شترمرغ اهلی در مزارع افریقای جنوبی، اطلاعات علمی کمی در خصوص تغذیه شترمرغ وجود دارد و نیازهای غذایی این پرنده به طور دقیق برآورد نشده است. نتها در چندساله اخیر برخی از تحقیقات اولیه در اسرائیل و افریقای جنوبی در این زمینه انجام شده اشت. هنوز جنبه های زیادی مورد تحقیق قرار نگرفته و اطلاعات گردآوری شده در این بخش بیشتر مربوط به تجربیات پرورش دهندگان شترمرغ در افریقای جنوبی است.
شترمرغ بطور کامل علفخوار نبوده و در حیات وحش قسمتی از غذای آنان را حشرات، پستانداران کوچک، مارمولک و گاهی تخم پرندگان تشکیل می دهد. اگرچه شترمرغ ها علف می خورند ولی غذای مورد علاقه آنان را برگ گیاهان دولپه ای و نیز دانه آنها تشکیل می دهد. شترمرغ بر اساس عادت طبیعی در مراتع فقیر زندگی کرده و می تواند در این شرایط غذای کافی برای خود تهیه نماید، جائیکه گاو و حتی گوسفند قادر به زندگی نیستند. مانند سایر دامها هزینه غذا یکی از عمده ترین مخارج پرورش شترمرغ را تشکیل می دهد. با استفاده از قابلیت شترمرغ در مصرف غذای فقیر و متنوع می توان تا حد زیادی از هزینه های پرورش کاست.
مطالعات معدود انجام شده برروی شترمرغها نشان می دهد که آنها قادرند الیاف خام را بهتر از سایر طیور هضم نمایند. در این زمینه فیزیولوژی گوارش شترمرغ را می توان با خرگوش و اسب مقایسه کرد. Angle دریافت که هضم الیاف دیواره سلولی (NDF) که تا میزان 5 تا 6 درصد توسط طیور قابل هضم است، در جیره جوجه های شترمرغ می تواند از سن 3 هفتگی مورد استفاده قرار گیرد. توانایی هضم NDF شامل درصدی از فیبر موجود در غذا (سلولز، همی سلولز و لیگنین) است که پتانسیل هضم شدن را دارد. در شترمرغهای در حال رشد، در خلال 10 هفته اول این توانایی به صورت خطی تا میزان 51 درصد افزایش یافته و در مورد شترمرغهای کاملاً رشد کرده بالغ بر 60 درصد می گردد. چنین قدرت بالای هضم غذاهای فیبری را در گله های حیوانات نشخوارکننده می توان یافت. غذاهای فیبری توسط شترمرغ از مری به پیش معده (معده غده ای) می رود و عملیات اولیه هضم شیمیایی به وسیله شیره معدی انجام می شود. سپس غذا از یک منفذ بزرگ وارد معده ماهیچه ای بنام سنگدان می شود. دیواره ماهیچه ای ضخیم سنگدان به همراه سنگریزه های خشن موجب تقسیم مکانیکی غذا به قطعات کوچکتر می گردد. سپس غذا وارد روده کوچک شده و با اضافه شدن ترشحات روده ای بخصوص از لوزالمعده، مواد مغذی جذب می شوند.

تحقیقات مربوط به مدیریت زنجیره تامین (SCM)، به طور مشتمری به گسترش ‘ بخش روشن’ روابط همکاری فروشنده- خریدار (BSRs) پرداخته است. بر مبنای استدلال سرمایه اجتماعی، محققان مدیریت زنجیره تامین (SCM) به این بررسی پرداخته اند که چگونه خریدار می تواند دسترسی به منابع داشته و به تعدیل ان از طریق روابط همکاری فروشنده- خریدار (BSRs) بپردازد. بررسی ما به بسط این رشته پژوهش با مد نظر قرار دادن جنبه مبعم سرمایه در روابط می پردازد. تحقیق به این ارزیابی می پردازد که چگونه سرمایه اجتماعی در شکل شناختی، رابطه ای و ساختاری دارای سهم بوده یا مانع ارزش گذاری در رابطه فروشنده- خریدار (BSRs) می گردد. بررسی های تولیه و اهداف ثانویه، به تایید تحقیقات موجود پرداخته و جنبه ابهام ان باعث بسط پژوهش می گردد. رابطه منحنی شکل معکوسی بین سرمایه اجتماعی و عملکرد وجود دارد. همچنین سرمایه اجتماعی بسیار زیاد یا کم می تواند عملکرد را متضرر کند.این بررسی تایید می کند که ایجاد سرمایه اجتماعی در روابط همکاری فروشنده- خریدار (BSRs) به طور مثبتی دارای تاثیری بر روی عملکرد خریدار بوده، اما اگر به حد افراط نظر قرار گیرد، می تواند بر روی توانایی خریدار در مورد اهدافش و همچنین تصمیم گیری موثر، تاثیر بدی داشته و همچنین می تواند رفتار فرصت طلبانه فروشنده را افزایش دهد. همچنین بررسی ما مشخص می کند که چگونه خریدار می تواند طهور جنبه های ابهام بر انگیز را به تاخیر بیاندازد. این بررسی، مسیر پژوهشی جدیدی را در شرایط همکاری فروشنده- خریدار (BSRs) باز کرده و جهت هایی را برای پژوهش ها و فعالیت های آینده پیشنهاد دهد.