چکیده
کشف تناوبی داده های سری زمانی به عنوان مسئله مهمی در بسیاری از برنامه های کاربردی می باشد. اکثر تحقیقات پیشین تمرکز خود را بر روی بررسی الگوهای تناوبی اسنکرون قرار داده و حضور الگوهای ناهمتراز را به دلیل مداخله پارازیت های تصادفی مد نظر قرار نمی دهد. در این مقاله، مدل انعطاف پذیرتری را در ارتباط با الگوهای تناوبی اسنکرون مطرح می کنیم که تنها درون توالی مد نظر قرار گرفته و وقوع آن ها به دلیل وجود این اختلالات تغییر می یابد. دو پارامتر min-rep و max-dis،به کار گرفته می شوند تا به تعیین حداقل تعداد تکرارها بپردازیم که در هر بخش از ظهور الگوها غیرمختل و حداکثر اختلال بین دو بخش معتبرمتوالی، مورد نیاز می باشد. بعد از برطرف شدن این دو شرایط، بلندترین توالی معتبر الگو، برگشت داده می شود. یک الگوریتم دو مرحله ای طراحی می گردد تا در ابتدا به ایجاد دوره های بلقوه از طریق برش مبتنی بر مسافت به دنبال روش تکرار برای دسترسی و ایجاد اعتبار برای الگوهاو مکان یابی طولانی ترین توالی معتبر بپردازد. ما همچنین نشان می دهیم که این الگوریتم نه تنها پیچیدگی های زمانی طولی را با توجه به طول توالی ها ایجاد می کند بلکه دسترسی به بهره وری فضا دارد.
کلیدواژه: الگوهای تناوبی اسنکرون، روش مبتنی بر بخش، تناوب نسبی
مقدمه
تشخیص تناوبی در ارتباط با اطلاعات سری زمانی به عنوان یک مسئله چالش انگیز می باشد که دارای اهمیت مهمی در بسیاری از کاربردها می باشد.بیشتر تحقیقات گذشته در این دوره بر این مبنا می باشد که اختلالات در یک سری از تکرار الگوها، منجر به عدم همزمان سازی وقوع متوالی الگوها با توجه به رویدادهای گذشته نمی گردد. برای نمونه، "جو اسمیت هر روز روزنامه می خواند" به عنوان یک الگوی تناوبی می باشد. حتی اگر او هر از گاهی در صبحگاه روزنامه نخواند، چنین اختلالی این حقیقت را تحت تاثیر قرار نمی دهد که او در صبح چند روز متوالی روزنامه می خواند. به عبارت دیگر، این اختلالات تنها در ارتباط با وقوع مشکلات پیش می آید اما این موارد معمول تر از ورود پارازیت های تصادفی نمی باشد. به هر حال چنین فرضیاتی اغلب محدود کننده بوده از این رو ما ممکن است نتوانیم به تشخیص بعضی از الگوها بپردازیم اگر بعضی از این توالی ها به دلیل وجود پارازیت ها، دچار اختلال گردند. کاربردهای مربوط به پر کردن موجودی ها را مد نظر قرار دهید. پیشینه مربوط به سفارشات صورت های موجود به عنوان یک توالی مد نظر قرار می گیرد. تصور کنید، که فاصله زمانی بین اشباع داروها به طور نرمال، ماهانه باشد. شیوه های مربوط به اشباع سازی در شروع هر ماه قبل از شروع آنفولانزا مد نظر قرار می گیرد که در نهایت منتهی به فرایند اشباع سازی در هفته سوم می گردد. به این ترتیب اگر چه این بسامد اشباع سازی, در هر ماه تکرار می گردد، این زمان به سه هفته در ماه منتهی می گردد. از این رو، این مورد زمانی مد نظر قرار می گیرد که این الگوها قابل تشخیص بوده و این اختلالات در یک حد مطلوبی باشد.
چکیده
در این مقاله رابط مبتنی بر تصویر کامپیوتر و انسان نشان داده می شود. این رابط پلک زدن چشم ارادی مد نظر قرار داده و آن ها را بر مبنای دستورات کنترل کننده تفسیر می کند. روش های پردازش تصویر بکار گرفته شده شامل خصوصیات هار مانند، برای تشخیص اتوماتیک چهره و تطبیق الگوه ها بر مبنای ردگیری چشم و تشخیص پلک زدن چشم می باشد. عملکرد رابط توسط 49 کاربر تست شد (که 12 نفر از آن ها نقص عضو داشته اند). نتایج تست، کارآمدی رابط را به عنوان ابزار جایگزین ارتباط با کامپیوتر نشان می دهد. کاربران متن انگلیسی و لهستانی را وارد کرده (با میانگین زمانی کمتر از 12 ثانیه برای هر کاراکتر) و قادر به جستجو در اینترنت بوده اند. این رابط بر اساس نوت بوک مجهز به دوربین های وب معمولی بوده و نیازی به مانبع نوری اضافی نبوده است. برنامه کاربردی رابط، به صورت انلاین به عنوان نرم افزار منبع باز در دسترس می باشد.
کلیدواژه: رابط کامپیوتر- انسان، تشخیص پلک زدن چشم، تشخیص چهره
مقدمه
رابط کامپیوتر انسان (HCI) بر مبنای نقاط ارتباطی بین کاربر انسانی و کامپیوتر می باشد. معمولا دستگاه ورودی مورد استفاده شامل موارد زیر می باشد. کیبورد، موس کامپیوتر، تراک بال، موس لمسی، و صفحه نمایش لمسی می باشد. تمام این تجهیزات نیازمند کنترل دستی بوده و توسط فردی که دارای اختلالات حرکتی می باشد، کاربردی نیست. بنابراین نیازی به منظور توسعه روش های جایگزین ارتباطات بین انسان – کامپیوتر وجود دارد که برای افرادی با اختلالات حرکتی مناسب بوده و این فرصت را به ان ها می دهد تا به عنوان بخشی از جامعه اطلاعاتی باشند. در سال های اخیر، پیشرفت در رابط های جایگزین انسان- کامپیوتر توجه محققان را در سرتاسر جهان به سمت خود جلب می کند. ابزارهای جایگزین برای افرادی که نمی توانند سخن بگویند یا از اعضایشان استفاده کنند (موارد مربوط به فلج خفیف، ALS، فلج عضوی) به عنوان تنها راه ارتباط با جهان و دستیابی به تحصیلات و سرگرمی می باشد.
چکیده
این مقاله به بررسی این موضوع می پردازد که مبادله رهبر عضو (LMX) و هوش هیجانی (EI) چگونه با خلاقیت کارکنان در شرکت هایی با تکنولوژی بالا همراه است. در این رابطه به توسعه مدلی پرداختیم که LMX و EI را به عنوان پیش بینی کننده خلاقیت با LMX به عنوان یک شرط مرزی برای رابطه بین هوش هیجانی و خلاقیت در نظر می گیرد. با این حال، EL به طور مستقیم خلاقیت را تحت تاثیر قرار نمی دهد. نتایج نشان می دهد که LMX پیش بینی کننده قوی از خلاقیت است. جالبتر این که، تعامل بین EI و LMX اثر منفی بر خلاقیت هایی نظیر EI دارد که وقتی LMX بالا باشد برای خلاقیت مضر است. درنتیجه، نقش LMX برای خلاقیت کارکنان میتواند متناقض باشد. علاوه بر این، نقش مثبت EI در مقاله های جاری گزارش شده که بیش از حد ساده اند، و نقش آن ممکن است مشروط به کیفیت LMX و سایر زمینه ها باشد.
کلیدواژه: خلاقیت، هوش هیجانی، مبادله رهبر عضو، ارتباط مهمل
مقدمه
خلاقیت نقش مهمی را در افزایش مزیت رقابتی سازمان ها (Amabile، 1997) ایفا می کند. با توجه به اهمیت خلاقیت، محققان متعددی ماهیت خلاقیت و ابزاری برای افزایش خلاقیت کارکنان را مورد بررسی قرار داده اند. این مطالعات خلاقیت را به عنوان یک توانایی فردی به منظور داشتن ایده هایی در نظر می گیرند که نه تنها جدید نیستند، بلکه، مرتبط و برای سازمان (اولدهام و کامینگز، 1996) مفید هستند.
در نتیجه، تحقیقات اخیر عوامل اجتماعی و محتوایی را برجسته ساحتند که تسهیل کننده خلاقیت و پیامدهای اجتماعی ارزشمند در سازمان ها هستند (Eisenberger و Armeli، 1997، اولدهام و کامینگز، 1996؛ پری اسمیت و Shalley، 2003) که برای افراد به عنوان خلاق توسط دیگران (اولدهام و کامینگز، 1996) مورد نیاز هستند. در میان عوامل اجتماعی، مطالعات قبلی انجام شده در مورد خلاقیت و نوآوری ها توجه زیادی را به رهبر حمایتی و کیفیت مبادله رهبر عضو (LMX آخرت) بین رهبران و شاگردان معطوف کرده است (به عنوان مثال، دسی و رایان، 1987؛ اولدهام و کامینگز، 1996؛ Tierney، فارمر، و Graen، 1999، ژو و جرج، 2003). استدلال اصلی آنها این است که ایده های خلاقانه ممکن است به نوآوری هایی منجر شوند که خواهان تغییراتی برای وضع موجود در سازمان ها ست. (ژو و Geroge، 2003). که نشان می دهد ایده های خلاقانه، ممکن است خطر درگیری با همکاران و سرپرستانی را ایجاد کند که مخالف تغییرات هستند. (جانسن، ون د Vliert و وست، 2004). در نتیجه، رهبر حمایتی برای بهبود خلاقیت کارکنان ضروری است. اخیرا، محققان (به عنوان مثال، Antonakis، Ashkanasy، و Dasborough، 2009، جورج، 2000، ژو و جورج، 2003) استدلال کرده اند که مدیران احساس می کنند هوش هیجانی شان (پس از EI) منبع اصلی رهبر حمایتی برای بیداری خلاقیت کارکنان است. بررسی های انجام گرفته تا کنون نشان می دهد که نقش زیرمجموعه ها EI و درک LMX در خارج از حوزه تحقیق مطالعات خلاقیت است. LMX و EI نیز ممکن است حائز اهمیت باشند.
چکیده
هدف این تحقیق، بحث پیرامون گرایشات نوین در تکنولوژی و طراحی آموزشی (IDT) است. پیشروی در این زمینه از جنگ جهانی دوم، آغاز شد و از آن به بعد، تعاریف مختلفی مثل طراحی آموزشی (ID) و یا تکنولوژی آموزشی (ET) ، مورد استفاده قرار گرفت. هدف ما این است، که بدانیم چرا، تعاریف متعددی برای یک کلمه ساده وجود دارد. و دیدگاه دانشمندان مختلف را در این رابطه مورد بررسی قرار دهیم. بنابراین بسیاری از تعاریف، مفاهیم و استراتژی ها، برای آموزش دهندگان، مربیان و دانش آموزان در مدارس و مراکز بازرگانی صنعتی در آینده تعریف خواهد شد.
کلیدواژگان: آموزش صوتی تصویری، ارتباطات صوتی تصویری و تکنولوژی آموزشی، طراحی سیستم آموزشی، طراحی اموزشی، تکنولوژی آموزشی، راهکارهای جدید در IDT و تاریخچه IDT
مقدمه
کلیه معلمان و آموزشگرهایی که در فرآیند طراحی آموزشی دخیل می باشند در واقع در این زمینه و در مقاطع مختلف سنی تدریس می کنند، این تحقیق بحث و بررسی می کند که چطور تعریف طراحی آموزشی (ID) در طول سالها تغییر کرده و تعاریف مورد قبول در فرایند آموزشی را ارائه می دهد. دو دیدگاه برای بررسی این تغییرات وجود دارد. اولین دیدگاه این است که درک خود تعاریف بسیار حایز اهمیت می باشد و دومین اینکه لازم است به این نکته توجه کنیم که نام واقعی رشته تحصیلی به وسیله متخصصان مختلف، تغییر داده شده است. طراحی آموزشی (ID) ، در معنای دیگر، با عبارت های زیر مورد استفاده قرار می گیرد.